السيد جعفر السجادي

278

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

مىشود . و گاه باشد كه غايت غير از آن چيزى باشد كه حركت به آن منتهى مىشود چنان‌كه بيان شد و هر گاه مبدأ قريب اقرب با دو مبادى ديگرى كه قبل از آن مىباشند مطابق افتد . نهايت حركت غايت همهء مبادى است و عبث نيست زيرا غايت ارادى است و هر گاه مبدأ قريب با مشتاق تخيّلى مطابق باشد و با تشوّق فكرى مطابق نباشد . يعنى غايت مرتسم در ذهن امر خيالى باشد و با شوق فكرى مطابق نباشد عبث است . و هر غايتى كه نهايت حركت نباشد و مبدأ آن تشوّق فكرى هم نباشد در اين صورت يا تخيل تنها مبدأ شوق است يا تخيل به اضافه طبيعت يا مزاج مبدأ شوق است مانند تنفس و حركت مريض و يا تخيّل با خلق و ملكهء نفسانى داعى بر آن فعل است بدون انديشه مانند بازى با ريش كه قسم اول را جزاف و قسم دوم را قصد ضرورى يا طبيعى نامند و قسم سوم را عادت نامند و هر گاه غايتى از غايات يافت نشود يعنى فعل به غايت مترتب منتهى نشود باطل نامند . پس عبث غايت قوهء خياليه است در باب اتفاق قول ذيمقراطيس نقل و ردّ و نقض شده است . در باب غايت افعال اختيارى مسأله فعل خداوند مطرح شده است كه پاره‌اى گفته‌اند افعال خداوند خالى از حكمت و مصلحت است كه ملا صدرا به طور تفصيل دلايل آن‌ها را مردود مىداند و از قول ابو سعيد ابو الخير در جهت دلايل خود مؤيداتى آورده است . و در مبحث چهارم در باب غايت كاينات متعاقبه نامتناهى بحث مفصّل دارد . « 1 » شهوت - شهوت به معنى ميل مفرط و علاقه و رغبت شديد « شهى » يعنى لذيذ و عبارت از حركت نفس است براى طلب ملايم يا ملذ « شها » يعنى كثير الشهوة « شهوان » و شهوى و « شهوانى » يعنى ذو شهوت . و بالجمله شهوت يكى از اوصاف نفسانى است و اعتدال آن عفت است و افراط آن شره و تفريط آن خمود است عفت مصدر و مبدأ سخا ، حيا ، صبر ، مسامحه ، قناعت ، ورع ، قلت طمع ، مساعدت است : و از طرف افراط آن حرص ، وقاحت ، تبذير ، ريا ، هتك ، مخافت ، ملق ، حسد ، شماتت و تذلل در مقابل اغنيا منشعب مىشود . « 2 » شيطان - موجود فريب‌كار و خبيث ، در تمام مذاهب در مقابل رحمن خودنمايى مىكند و تعبير از آن در سنت‌ها و مذاهب گوناگون است . ملا صدرا گويد : حقيقت شيطان جوهرى است نفسانى و فاعل شرّ و مبدأ غلط در اعتقادات و فسق‌ها و فجور و عصيان در اعمال شيطان است . منشأ وسوسه ، مكر ، خدعه و ارائه چيزهايى كه حقيقت ندارد شيطان است . ابراز باطل در صورت حق كار ابليس است . وى جريان فريب دادن آدم را شرح داده و آدمىزادها را از مكر و حيله شيطان بر حذر داشته است . « 3 » فى الكشف عن فعل الشيطان و حقيقته . اعلم : ان حقيقة الشيطان جوهر نفسانى فاعل الشر . مبدأ الغلط فى الاعتقادات ، و الفسوق و العصيان فى الاعمال ، منشأ الوسوسة و المكر و الخديعة ، و ارائة اشيا لا حقيقة لها ، و ابراز الباطل فى صورة الحق ، و ذلك ان ابليس لما تمت حيلته

--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، ص 259 . ( 2 ) همان ، ج 1 ، صص 53 ، 412 . ( 3 ) مفاتيح الغيب ، صص 192 - 193 .